هسته اى بازیگر سینمای ایران لادن طباطبایی

هسته اى: بازیگر سینمای ایران لادن طباطبایی خانواده اطلاعات طباطبایی اوتیسم آموزشی فرزندان اطلاعات فرزند ایران

گت بلاگز Uncategorized لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

بازیگر سینمای ایران | لادن طباطبایی | خانواده | اطلاعات | طباطبایی | اوتیسم | آموزشی | فرزندان | اطلاعات | فرزند | ایران

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

لادن طباطبایی بازیگر سینمای ایران، به آمریکا مهاجرت کرده است وی علت رفتن از کشور عزیزمان ایران را بیماری دخترش عنوان نمود. دختر او به اوتیسم مبتلا هست. لادن طباطبایی را خیلی ها با نقش هایی كه در تلویزیون و سینما داشته می شناسند، بازیگری كه بعد از مادر شدن، نقش متفاوتی را گزینش كرد و ترجیح داد

در كنار فعالیت های هنری، به عنوان مادر فرزندی كه اختلال اوتیسم دارد، راجع به اوتیسم اطلاع رسانی كند. او به عنوان یكی از اعضای هیات امنای انجمن اوتیسم و همچنین سخنگوی این انجمن شروع به فعالیت كرد. طباطبایی حتی حالا كه در کشور عزیزمان ایران نیست، پیگیر اوضاع كودكان مبتلا به اوتیسم در کشور عزیزمان ایران و اصلاح اوضاع جهت آنهاست.

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

او بر موارد زیادی تاكید كرد؛ از لزوم اطلاع رسانی راجع به این كه اوتیسم یك بیماری نیست بلكه یك اختلال است كه توجه خاص ای را می طلبد تا بیان احساسات مادرانه اش راجع به فرزند دارای اوتیسم.

طباطبایی همچنین گفت اخبار كودكان دارای اوتیسم كه مورد آزار قرار گرفته اند را پیگیری می كند و در جریان و پیگیر شكایت خانواده های آنها جهت حمایت از این كودكان هست؛ كودكانی كه به گفته او «وقایع اطرافشان را به خوبی درك می كنند و متوجه آزارها می شوند؛ ولی سكوت می كنند.»

بازیگر سینمای ایران | لادن طباطبایی | خانواده | اطلاعات | طباطبایی | اوتیسم | آموزشی | فرزندان | اطلاعات | فرزند | ایران

خانم طباطبایی، از زمانی بگویید كه متوجه شدید فرزندتان به اوتیسم مبتلاست.

10 سال پیش هنگامی که دخترم به دنیا آمد، اوضاع اطلاع رسانی در زمینه اوتیسم به قدری ضعیف بود كه من و اطرافیانم اصلا نمی دانستیم اوتیسم چیست. این ناآگاهی چند سال طول كشید، آن وقت نمی دانستم اوتیسم رشد تصاعدی در سراسر دنیا دارد، فكر می كردم فقط تعداد محدودی به آن مبتلا می شوند و دختر من هم یكی از آنهاست.

حتی منابع علمی و اطلاعات پزشكان در كشورمان محدود بود. آن وقت مثل خیلی ها فكر می كردم اوتیسم یك بیماری است در حالی كه اوتیسم بیماری نیست بلكه یك اختلال هست. دانستن اطلاعاتی كه حالا راجع به این اختلال دارم چند سال طول كشید و پنج سال پیش كه از کشور عزیزمان ایران خارج شدم زیاد راجع به این عنوان تحقیق كردم و نیازهای این افراد و دنیای عجیب و جالب آنها را زیاد شناختم.

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

درواقع این مساله بود كه شما را مجبور به مهاجرت كرد؟

بله من به خاطر اختلال اوتیسم فرزندم از کشور عزیزمان ایران مهاجرت كردم ولی مهمترین مشكلی كه در این زمینه وجود داشت و باعث شد مهاجرت كنم، مشكل قانونی بود. یك كودك مبتلا به اوتیسم نیاز مبرم دارد كه آموزش تخصصی داشته باشد و این آموزش است كه می تواند او را در ارتباط گرفتن با اطرافش كمك كند.

بازیگر سینمای ایران | لادن طباطبایی | خانواده | اطلاعات | طباطبایی | اوتیسم | آموزشی | فرزندان | اطلاعات | فرزند | ایران

اگر این آموزش ها نباشد رفتارهای ناخودآگاهش زیاد می شود و چون نمی تواند با اجتماع ارتباط برقرار كند، دچار پرخاشگری می شود، در این مرحله است كه خانواده ها فرزندشان را به آسایشگاه می سپارند و دچار افسردگی حاد می شوند.

من نمی خواستم این اتفاق ها جهت دخترم بیفتد، می خواستم از كودكی دوره های آموزشی را طی كند ولی پدر او مخالف این عنوان بود و نظر شخصی ایشان این بود كه آموزش فایده ای ندارد و مایل نبود كه دخترم در فضای آموزشی قرار داشته باشد.

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

كودك اوتیسم طبق قانون ما محجور محسوب می شود و جهت یك كودك محجور طبق قانون كشور ما تنها پدر است كه می تواند تصمیم گیری كند. قانون به من این حق را نمی داد كه به عنوان مادر فرزندم در تصمیم گیری جهت او نقش داشته باشم، تلاش های چند ساله من هم نتیجه نداشت

تا این كه ایشان موافقت كرد همراه دخترم از كشور خارج شوم و در این جا آموزش ببیند. متاسفانه در این سال ها من هیچ حمایتی نشدم و سال های طلایی دخترم از دست رفت تا این كه در 10 سالگی او مهاجرت كردیم تا بتواند آموزش متناسب بگیرد.

شما از نخستین افرادی بودید كه جهت اطلاع رسانی راجع به اوتیسم تلاش كردید. چه شد كه خواستید فضای سكوت راجع به این افراد را بشكنید؟

وقتی به خاطر فرزندم مطالعاتی را در این زمینه شروع كردم، متوجه شدم بسیاری از خانواده ها از این مساله حرف نمی زنند و آن را انكار می كنند. جهت اطلاع رسانی اوتیسم از سه سال پیش شروع به فعالیت كردم، بهمن سال 93 روی آنتن زنده تلویزیون به عنوان یك بازیگر اعلام كردم فرزندم اوتیسم دارد و بعد از آن هم به هر بهانه ای به اوتیسم پرداختم و خانواده ها را تشویق كردم كه از این مساله حرف بزنند.

كمپینی هم به مدیریت اشكان خطیبی جهت انجمن اوتیسم کشور عزیزمان ایران راه انداختیم و اطلاع رسانی های گسترده ای شد كه به افراد جامعه بگوییم اوتیسم چیست، این فعالیت ها نتیجه خوبی داشته ولی مورد نیاز است استمرار داشته باشد چون هیچ دو فرد دارای اوتیسم به هم شبیه نیستند، توانایی ها، احساسات،

میزان پذیرش و نوع ارتباط گرفتن آنها با جامعه متفاوت هست. مهمترین مساله این است كه افراد جامعه، خانواده این افراد و مسئولان بدانند عشق، درك، آگاهی و آموزش می تواند باعث شود افراد دارای اوتیسم به عنوان یك بازوی نیرومند در جامعه حضور داشته باشند نه یك فرد سربار.

شما از نزدیك در جریان اوضاع اوتیسم در کشور عزیزمان ایران بوده اید. این اوضاع را در كشورمان چطور ارزیابى می كنید؟ می توانید مقایسه مختصرى راجع به اوتیسم در کشور عزیزمان ایران با كشورهاى دیگر داشته باشید؟

نزدیك یك سال در تركیه بودم و بعد به یك كشور پیشرفته مهاجرت كردم. متوجه شدم كه حتی در تركیه كه از بسیاری جهات شبیه ماست، اطلاع رسانی به قدری خوب انجام شده است كه تقریبا 90 درصد افرادی كه با آنها در ارتباط بودم از اوتیسم كاملا مطلع بودند، این اختلال را می شناختند و می دانستند

باید چه نگاهی به آن داشته باشند. من در تركیه به عنوان یك مادر مبتلا به اوتیسم خیلی راحت تر می توانستم فرزندم را بیرون از منزل برده و در سطح شهر حضور داشته باشم.

با این حال در کشور عزیزمان ایران هم از سه سال پیش فعالیت هایی در این زمینه شروع شده، انجمن اوتیسم راجع به اطلاع رسانی به جامعه فعالیت های خوبی انجام داده، من خودم هم با انجمن اوتیسم شروع به همكاری كردم و تلاش كردیم اطلاع رسانی هایی را در این زمینه داشته باشیم و بازخوردهای خوبی هم گرفتیم.

انجمن اوتیسم ایران، غیر از اطلاع رسانی، جهت بهتر شدن اوضاع زندگی این افراد چه كار می كند؟

خوشبختانه انجمن اوتیسم کشور عزیزمان ایران به عنوان یك نهاد ثبت شده است و شرکت یافته، با كمك های وزیر كشور راه خودش را به خوبی پیدا كرده هست. اضافه شدن دكتر چراغچی هم به هیات مدیره انجمن توانست راه را جهت شكل گیری منسجم مسیر هموارتر كند. مهمترین كاری كه در این سال ها انجام شده، تدوین سند اوتیسم بوده.

تدوین سند ملی اوتیسم كار بسیار مهمی جهت این كودكان و خانواده هایشان هست. تدوین این سند دو سال طول كشید و الان در مرحله تقدیم به دولت هست. در این سند، مواردی مانند كودكی، نوجوانی و دوران بلوغ، جوانی، نیاز به اشتغال این افراد و سایر مسائلشان در نظر گرفته شده. پرسشها قانونی و حقوقی این افراد هم بسیار مهم است

كه مشخص باشد چه حق و حقوقی دارند، چه كسی مسئولیت آنها را به عهده دارد و اگر از آموزش آنها جلوگیری شد چه كاری می توان انجام داد. كار مهم دیگری هم كه این انجمن انجام می دهد، اطلاع رسانی است.

اطلاع رسانی از هر چیزی جهت این كودكان و خانواده هایشان واجب تر هست. مساله ای كه ذهن خانواده ها و فعالان حمایت از اختلال اوتیسم را درگیر كرده، كودك آزاری و كتك درمانی است كه وجود دارد، اوتیسم به هیچ عنوان با خشونت ارتباط پیدا نمی كند و این روش های غیراستانداردی كه گاهی می بینیم به كار گرفته می شود،

روش هایی است كه شاید هفتاد سال پیش در كشورهای اروپایی راجع به افراد با اختلالات روانی به كار گرفته می شده است هست، باید راجع به نادرست بودن این روش ها حرف زده شود.

در جریان اخبار آزار كودكان دارای اوتیسم در مشهد هستید؟

بله من شدیدا این عنوان را پیگیری می كنم، امیدوارم شكایت ها به نتیجه برسد و از تمام پزشكان عزیز و متعهد و كاردرمان های عزیز كه از اسم آنها سوءاستفاده شده است می خواهم پیگیر باشند و اعاده حیثیت كنند كه هیچكس نتواند با مدارك بی ربط كار شریف آنها را خدشه دار كند. ولی متاسفانه باید بگویم مشهد نخستین شهری نیست

كه این اتفاق را راجع به آن می شنویم و گزارش هایی از شهرهای متفاوت کشور عزیزمان ایران راجع به آزارهایی كه به كودكان اوتیسم وارد شده است داشته ایم كه پیگیری نشده اند. متاسفانه گاهی كه كار به شكایت می رسد می بینیم شاكی ها منصرف می شوند، آیا باید اینطور باشد؟ آیا كاردرمانی كه خانواده ها را در جریان این اتفاق گذاشته باید در لحظه آخر از شهادت دادن پشیمان شود؟

چرا فرد خاطی باید جهت بار چندم به یك كلینیك دیگر برگردد و بخواهد به این درمان ها ادامه دهد؟ چنین چیزی در جامعه مدعی راستی و پاكی و طرفدار مظلوم، غیرقابل باور است.

چرا این شكایت ها پیگیری نمی شوند؟

شاكیان با اندك فشاری از طرف موسسه، بهزیستی یا متهمان شكایتشان را بعد گرفته اند. به آنها مسائلی مثل حفظ آبرو را می گویند یا این كه بهتر است از شكایتشان صرف نظر كنند تا مانع فعالیت همین چند مركزی كه جهت افراد دارای اوتیسم وجود دارد نشوند. ولی به شدت اعتقاد دارم سكوت راجع به این مساله، همراهی با مجرم هست. این كودكان قادر به گفتن این كه چه اتفاقی برایشان افتاده نیستند

و نمی توانند از خودشان دفاع كنند، ولی شواهدی موجود است از این كه آنها شكنجه های مشکل شده است اند اعم از گذاشتن وزنه های سنگین روی دوششان، پوشاندن اسكیت های بزرگ و وادار كردن آنها به راه رفتن، استفاده از چوب های معاینه داخل دهان فرزند جهت ایجاد تحریكات حسی كه منجر به خونریزی دهان كودك شده،

ضربات متعدد با زانو به شكم فرزند كه منجر به خونریزی داخلی شده است و موارد دیگری كه مدرك آنها موجود هست. این پرسشها فاجعه است و قابل گذشت نیست.

نمی شود مسئولان این مساله را گردن همدیگر بیندازند و هر كدام بگویند تقصیر نهاد دیگری هست. به هر حال ما كمپینی در این زمینه راه اندازی كرده ایم و امیدواریم بتوانیم به كاهش آزارهای كودكان دارای اختلال اوتیسم كمك كنیم.

این كمپین چه اهدافی را دنبال می كند؟

اهداف كمپین «حامیان صدای بی صدای او» مشخص هست، خانواده های زیادی به آن پیوسته اند، كاردرمان ها و مسئولان و پزشكان هم از این كمپین حمایت كرده اند و امیدواریم این حركت بتواند به خشونت زدایی از اوتیسم منجر شود و بعد از آن به همه بخش های آموزشی و كلینیك های توانبخشی تسری پیدا كند

و دیگر شاهد چنین فجایعی نباشیم. درواقع این کمپین سه محور مهم را دنبال می كند: خشونت زدایی از باور خانواده ها نسبت به اوتیسم، خشونت زدایی از باورهای غلط درمانی و اعمال آن به وسیله درمانگرها، وضع قوانین دقیق نظارتی بر درمان و امنیت فرزندان اوتیسم.

مهمترین كارى كه وزارت بهداشت و بهزیستى باید براى مبتلایان به اوتیسم و خانواده هایشان انجام دهد چیست؟

اوتیسم باید زیر نظر وزارت بهداشت باشد، در صورتی می تواند زیر نظر بهزیستی باشد كه غربالگری سال های اولیه نشان دهد توان هوشی فرد اوتیسم به قدری پایین است كه كندذهن محسوب می شود در غیر این صورت نباید زیر نظر بهزیستی باشد. آرزوی قلبی من این است كه سیستم بهداشت و آموزش و پرورش اوتیسم را نجات و به آن جهت دهند.

آموزش و پرورش چه كاری باید انجام بدهد؟

در کشور عزیزمان ایران آموزش اوتیسم از سه سال پیش تا الان پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته ولی این به آن معنی نیست كه به نقطه ای رسیده ایم كه حتی بتوانیم به آن بگوییم قابل قبول. اغلب فقط در مراكز شهرستان ها امكاناتی جهت این افراد وجود دارد، هزینه ها بسیار بالاست و نیاز مبرمی وجود دارد كه دولت از آموزش رایگان و مستمر این افراد حمایت كند.

نیاز به مراكز آموزشی داریم كه گستردگی داشته باشد و همه بتوانند در شهرهای بزرگ و كوچك با هر امكانات مالی به این مراكز دسترسی داشته باشند. عنوان دیگر این است كه باید معلمان و كادر آموزشی هم با اوتیسم آشنا شوند. بعضی از فرزند هایی كه در مدرسه به كم هوش بودن، تمركز نداشتن یا بیش فعالی متهم می شوند، دارای اختلال اوتیسم هستند.

هر كدام از این موارد آموزش های مورد نیاز خودش را دارد. نمی توان یك كودك بیش فعال را صرفا با آرام بخش آرام كرد. این كار اشتباه هست، مورد نیاز است این آموزش ها جهت خانواده ها و معلمان وجود داشته باشد كه این كودكان را در مراحل پایین شناسایی كنند و آموزش های مورد نیاز را به آنها بدهند.

از تجربه شخصی تان به عنوان یك مادر دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم هم بگویید.

داشتن فرزند اوتیسم یك تلاش و چالش مداوم هست. بدون هر شعاری باید بگویم من از فرزند دارای اوتیسمم بی نهایت علاقه می گیرم، با دخترم چشم من به دنیای جدیدی باز شده است و ترجمان من از علاقه عوض کردن كرده. با صداقت و خلوص دخترم به دنیا نگاه كردم و اجازه دادم او من را هدایت كند، حالا احساس آرامش و سبكبالی دارم و زندگی را به سادگی نگاه او می بینم.

وقتی می بینم چقدر راحت می خندد و احساساتش را بروز می دهد تاسف می خورم كه باید به او یاد بدهم دنیایی به جز دنیای او وجود دارد ولی جهت بقا و سلامتش باید این كار را انجام دهم. افراد دارای اوتیسم دنیای قشنگی دارند. سكوت آنها یك دنیای تازه و متفاوت را به ما هدیه می كند.

واژه های کلیدی: بازیگر سینمای ایران | لادن طباطبایی | خانواده | اطلاعات | طباطبایی | اوتیسم | آموزشی | فرزندان | اطلاعات | فرزند | ایران

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

لادن طباطبایی از بیماری اوتیسم می گوید

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz